محمد حسينى همدانى نجفى
49
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
موجودات فقط در علم زمانى مانند بشر اثر خواهد گذارد كه علم او حادث و زمانى و قابل تغيير و زوال است . بر حسب منطق آيه ( وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها ) سقوط هر برگ از درختان كه هر يك لوازم تشخص بيشمار دارد مورد علم و احاطه كبريائى بوده است يعنى از ازل سرتاسر عالم متجددات با همه شئون وجودى هر ذره آنها مورد احاطه علمى ثابت و مستقر ازلى كبريائى بوده و تا ابد همچنين خواهد بود همچنين در حيطه علمى مراتب امكانى مانند فرشتگان مقرب و لوح محفوظ و كتاب مبين خواهد بود و سرتاسر نظام طبع و متحرك با همه شئون و لوازم موجودات بىنهايت آنها مانند نقطهاى است در علم ثابت ازلى بوده و خواهد بود . خلاصه قوام علم زمانى مانند علم بشر بر تغير و تجدد و حدوث و زوال استوار است و ساحت كبريائى از اين گونه علم ناقص حادث منزه است بلكه علم و احاطه او ازلى و ثابت و مستقر است و همه شئون موجودات و عوالم امكانى را در حيطه شهودى دارد بطور ثابت . و نازلترين مخلوقات امكانى موجودات متغير نظام طبع و عالم ماده است و عوالم ديگر از قبيل لوح محفوظ و كتاب مبين و مكنون و فرشتگان مقرب كه مأمور اجراى دستورات هستند همه از مبادى نظام طبع هستند و موجودات و متجددات نازلترين مسطورهاى از علم فعلى كبريائى است . قوله عليه السلام : و كل صانع شىء فمن شىء صنع و اللَّه سبحانه لا من شىء صنع ما خلق : بيان آنست كه صنع و خلق آفريدگار و فعل او نيز بذات خود تحقق مىيابد بدون اينكه از وسيله استفاده نموده و به كار ببرد و در خلق و فعل شباهت به بشر ندارد هم چنان كه صفات ديگر ساحت كبريائى شباهت بصفات و آثار بشر ندارد و بفرض